داستان تخم مرغ دزد و شتر دزد و شهرداری ما / محمود باقری خطیبانی

 

 

 

خطیب آنلاین: داستان تخم مرغ دزد و  شتر دزد و شهرداری ما / محمود باقری خطیبانی                              

دو خبر مربوط به شهرداری رشت در هفته گذشته وجدان عمومی را جریحه دار کرد و سوژه شبکه های اجتماعی شد یکی نامه فرامرز جمشیدپور، سرپرست سابق شهرداری رشت که همزمان معاون شهردار نیز بوده، از جایگاه معاونت به سرپرست شهرداری (یعنی خودش) نامه نوشته بود و درخواست کرده بود تا خانه‌ای در اختیارش قرار بگیرد. آقای جمشیدپور در انتهای نامه خودش، از جایگاه سرپرست شهرداری با این تقاضا موافقت کرده است!  و نامه دیگری که بازهم  بازتاب های زیادی در شبکه های اجتماعی یافت، نامه شهردار منطقه یک رشت در جواب امور اداری شهرداری برای معرفی کارمند نمونه بود که خودش را معرفی کرد ! . به نظرم حیثیت مردم گیلان و شهروندان رشتی در اقدامات سودگرایانه دو مدیر شهرداری به شدت آسیب دید و از حقوق عمومی است که بسرعت این تخلفات رسیدگی و به افکار عمومی گزارش داده شود . اینجانب در همین خصوص لازم می دانم چند نکته را برای اطلاع مردم یاد آوری نمایم :

یکم: ما در عصر تکنولوژی قرارداریم و اگر 7-8 سال قبل بود  اقایان می توانستند اعمال خلاف قانون و منافع عمومی را پنهان کنند و یا در صورت کشف و با ابزار لابی مشکلاتشان را مرتفع نمایند اما از بخت  بدشان و به برکت تکنولوژی اطلاعاتی ،  اخبار و اطلاعات مختلف با سرعت باور نکردنی مبادله می شود و در دسترس عموم قرار می گیرد و کسی را هم یارای مقابله یا این طوفان سهمگین نیست . صرف نظر از این که برخورد قانونی با این آقایان و این نوع تخلفات چه فرجامی می یابد خوشحالم بگویم که افکار  عمومی متخلفان را بشدت تنبیه کرد و ضعف های نظارتی را به گونه ای دقیق آشکار ساخت و امیدوارم که درس های وقایع اخیر در شهرداری بدرستی درک شود.

دوم: من در شورای چهارم رشت که افتخار نمایندگی مردم را داشتم تلاش زیادی کردم که منافع مردم  در بازی های سیاسی و حزبی و فامیلی و شخصی ، تضییع نشود و فکر می کنم بالغ بر 150 یادداشت و مصاحبه علیه عملکرد و اقدامات و سیستم فساد آور شهردار معزول رشت و مرتبطین ایشان نگاشته ام و البته قصد دارم که بزودی برای آگاهی افکار عمومی آن ها را منتشر کنم . خیلی از مفاسد شهردار معزول در سیستم های نظارتی رسیدگی شده و یا در حال رسیدگی است و هم چنان امیدوارم که بزودی تاوان هزینه هایی که ایشان و دوستانشان به شهر و شهروندان وارد کردن را بدهند .

سوم : شهردار معزول و باند رسانه ای  و شورایی اش و مشاورین حقوق بگیر و وابسته اش، تلاش موذیانه ای داشتند که با برچسب ضد توسعه ،صدای اعتراض آمیز مرا خاموش کنند اما موفق نشدند و من تا آخرین لحظه از افشای مفاسد شهردار معزول کوتاهی نکردم . انحراف در بودجه پیاده راه، اجرای ناقص این پروژه، اجرای بی هدف بی آر تی ، بریدن درختان 70 ساله خیابان امام خمینی ، نابودی بازار ، اختلال در حمل و نقل شهری ، صدور حدود 4000 حکم جا به جایی پرسنل شهرداری ، بی اعتنایی به قوانین و مقررات ، مداخله در انتخابات و ... از مهم ترین موضوعاتی بود که در صحن علنی شورا گفتم... و کسی گوش نکرد و بدیهی است وقتی که فسادهای به ظاهر کوچکتر نظیر همین دو نامه اخیر رخ می دهد جز چند مصاحبه هیچ اقدامی نمی شود و از کنارش رد      می شوند . گویا دوستان معتقدند که این ها خیلی مهم نیستند در حالی که دزدی كوچك و بی اهمیت ، آخرش به دزدی بزرگ و رسوا كننده  منتهی می شود !؟ همانند داستان پسرک تخم مرغ دزدی که شتر دزد شد و ...

چهارم : شهردار معزول و متخلف رشت که در انتخابات شورای پنجم ابتدا گروه حادث ( حامیان دکتر ثابت قدم ) را راه اندازی کرد و بعد با فشار اجتماعی و سیاسی مجبور شد تحت عنوان حامیان عقلانیت و توسعه به فعالیت خود ادامه داد و از امکانات شهرداری برای لیست انتخاباتی اش استفاده می کرد ، برخی از دوستان شورایی ما نه تنها سکوت کردند بلکه خود نیز از عنایات شهردار معزول و متخلف بهره مند شدند . شهردار معزول مدعی بود برای این که من وارد شورا نشوم تا بتنواند به راحتی از شورای پنجم رای اعتماد بگیرد  لابی  و هزینه های زیادی کرده است تا من در هیچ لیستی قرار نگیرم و فکر می کرد که اگر محمود باقری نباشد راه برایش هموار می شود و ...

پنجم: پس از افتضاحی که هفته قبل در شهرداری رشت به بار امد از گوشه و کنار می شنوم که می گویند جای مرد باروتی شورا خالی است که از منافع مردم دفاع کند اما من می گویم محمود باقری خطیبانی همان آدم دوران دفاع مقدس و مدافع نظام و آزاد و مستقل است و نگران حضورش در شورا نیست و از مسئولیت های دینی و انقلابی و قانونی خود دست بر نمی دارد و هم چنان علم ضد فساد را که عین موریانه شهرمان را می خورد ، برپا نگه می دارد و اجازه نخواهد داد خون شهیدان مان و میراث خمینی کبیر  و منافع مردم توسط عده ای بی درد و مسئولیت ناشناس به تارج برود .

 ششم :  توصیه کلی ام به اعضای محترم شورای رشت این است که امورات کوچک و جزیی ، بزرگ  و مهم تلقی شوند و به بهانه این که موضوعات کلان تر و مهم تر وجود دارند از  نظارت و پی گیری امور به ظاهر ساده و جزیی ، غافل نشوند و به یاد داشته باشند که نطفه فسادهای بزرگ در دل همین موارد به ظاهر کوچک بسته می شود و حتی می توانم دهها مورد از این تخلفات را برای افکار عمومی که با بی تفاوتی و به مشکلات بزرگتر منتهی شد را بگویم .  بر این باورم که شورا باید برنامه نظارتی جامع و فراگیر تنظیم نماید و بر اساس نتایج حاصل از یافته های نظارتی ، رفتار خود را در برابر شهرداری شکل دهد . شهردار اولین کسی است که در صف اول مبارزه با فساد در درون سیستم شهرداری قرار دارد و باید متعهد به ایفای این وظیفه مهم شود و در چنین شرایطی موضوع مبارزه با فساد اداری در سیستم معنا پیدا می کند .

هفتم : در پایان داستان پسرک تخم مرغ دزد را من باب تاکید بر نظارت پیشگیرانه یاد آوری می کنم ... فرمانروا دستور داد ، این دزد را كه مردم از دستش به تنگ آمده بودند به دار بزنند . پای دار از او می پرسند آیا حرفی دارد كه بگوید ؟ جوان خواست كه در آخرین لحظه مادرش را ببیند ، مادر او را آوردند ، به مادرش گفت : مادرجان چون تو خیلی برای من زحمت كشیده ای می خواهم در این لحظه آخر زندگیم زبان ترا ببوسم . مادرش گریه كنان زبانش را بیرون می آورد كه پسرش ببوسد . اما پسر با دندان زیان مادرش را گاز می گیرد و از حلقوم جدا می كند .پادشاه علت این كار را از او می پرسد . مرد می گوید : اگر روز اولی كه من یك تخم مرغ دزدیدم مادرم به من می گفت كه داری كاری بدی می كنی و با من مهربانی نمی كرد حالا شتر دزد نمی شدم كه به دارم بزنند.

 

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی